مهران امینی، زائر اهل مشهد، امسال برای نخستین بار توفیق حضور در پیادهروی اربعین را یافته است. او میگوید سالها آرزوی این سفر را داشت، اما قسمت نمیشد تا اینکه امسال به تعبیر خودش دعوت رسید و بیدرنگ راهی مسیر عشق شد.
وقتی دل راهی کربلا میشود
نخستین بار است که به اربعین آمدهام. آمدنم کاملاً دلی بود. چند سال آرزوی این سفر را داشتم، اما قسمت نمیشد. امسال ناگهان احساس کردم امام حسین(ع) مرا طلبیده است. کار و همه مشغلهها را کنار گذاشتم و با خودم گفتم باید به اربعین بروم.
از ابتدای ماه محرم تصمیمم را گرفته بودم. احساس میکردم اگر امسال هم به این سفر نیایم، در برابر امام زمان(عج) و امام حسین(ع) شرمنده خواهم بود.
ایمان، فراتر از نگرانیها
در روزهایی که جنگ و حملات ادامه داشت، خانوادهام، همسرم، فرزندانم و مادرم نگران بودند و از من میخواستند سفر نکنم. مادرم خیلی گریه میکرد، اما به آنها گفتم مگر من چه تفاوتی با دیگر زائران دارم؛ اگر قرار است عاشقان امام حسین(ع) در این مسیر باشند، من هم باید بروم.
پیش از سفر تنها نگرانیام خانوادهام بود؛ اینکه اگر اتفاقی بیفتد و من کنارشان نباشم، چه خواهند کرد. اما وقتی وارد مسیر پیادهروی شدم، آرامش عجیبی وجودم را فرا گرفت. احساس کردم امام حسین(ع) مرا دعوت کرده و لایق حضور در این راه دانسته است. این حس برایم وصفنشدنی بود.
در تمام مسیر برای تعجیل در فرج حضرت ولیعصر(عج) دعا کردم و همه کسانی را که از من خواسته بودند یادشان کنم، در دعاهایم شریک کردم.
مهماننوازی که فراموش نمیشود
تا اینجا آمدم هیچ سختیای احساس نکردهام. مردم عراق با تمام وجود از زائران پذیرایی میکنند و حقیقتاً سنگ تمام میگذارند.
امروز ظهر یکی از کارگران عراقی ما را به خانه خودش دعوت کرد و با نهایت محبت از ما پذیرایی کرد. این میزان از اخلاص و مهماننوازی، از زیباترین خاطرات این سفر برای من خواهد بود.
شهیدان بسیاری برایم عزیز هستند، اما دوست دارم قدمهایم را به روح شهید ابومهدی المهندس تقدیم کنم؛ مردی که عشق و ارادتش به امام حسین(ع)، زائران و دو ملت ایران و عراق، همواره در یادها خواهد ماند. در این سفر، یاد رهبر شهیدمان نیز همواره با من است و برای علو درجات همه شهدا دعا میکنم.
نویسنده: سید محمد مشکوة الممالک