«از بی‌اعتقادی تا عاشقی در مسیر کربلا؛ روایتی از دگرگونی یک زائر گلستانی»

محمد یازرلو، صحاف کتاب و اهل گلستان، روزگاری نه‌چندان دور اعتقادی به شرکت در پیاده‌روی اربعین نداشت. اما سفری که سال گذشته آغاز کرد، همه‌چیز را تغییر داد. او حالا هر سال این مسیر را می‌رود؛ مسیری که برایش نه‌تنها ایمان تازه‌ای به ارمغان آورده، بلکه آرامشی عمیق و انگیزه‌ای بی‌پایان برای ادامه زندگی بخشیده است. آنچه می‌خوانید گفت‌وگوی خبرنگار عطش با این زائر است.
محمد یازرلو، اهل گلستان و شاغل در حرفه صحافی کتاب هستم. دو سال است که در پیاده‌روی اربعین شرکت می‌کنم.
واقعیت این است که ابتدا اصلاً اعتقادی به آمدن نداشتم. پارسال، اولین باری که آمدم، وقتی این ازدحام جمعیت را دیدم و حضور میلیونی زائران را لمس کردم، تحت تأثیر قرار گرفتم. همین صحنه‌ها انگیزه‌ام را بیشتر کرد و روی باورهایم اثر گذاشت. امسال دوباره قسمت شد که بیایم و از این پس، هر سال در اربعین شرکت خواهم کرد.
عشق به امام حسین و حضور در پیاده‌روی اربعین
من در ابتدا تنها یکتاپرست بودم و فقط خدا را قبول داشتم. ۱۰ یا ۱۲ سال شب‌های عاشورا سه دیگ حلیم بار می‌گذاشتم، فقط به خاطر اعتقاد مادرم. خودم اعتقادی نداشتم، اما برای آرامش مادرم و رسیدن او به خواسته‌اش، سیاه می‌پوشیدم و خرج می‌کردم. از پارسال که به این مسیر قدم گذاشتم، عاشق اهل بیت(ع) شدم و راه خود را پیدا کردم.
حضور مردم در این مسیر، عشق و انگیزه‌ای که دیدم، بر من اثر گذاشت. حالا علاوه بر ایمان به خدا، باور و اعتقادم به ائمه(ع) هم بیشتر شده است. اینجا درد و دل‌هایم را به امام حسین(ع)، حضرت عباس(ع) یا امام علی(ع) می‌گویم و خواسته‌هایم را به واسطه آن‌ها از خدا طلب می‌کنم.
من پیش از پارسال نماز نمی‌خواندم؛ اما از سال گذشته شروع کردم و راه خودم را پیدا کردم. شاید مسیر سختی داشته باشد، اما شوق رسیدن به مقصد، نیرویی می‌دهد که راه را آسان می‌کند. یادم هست بار اول با دایی‌ام آمدم، ۱۰۰ عمود که رفتیم، گفتم: «شاید نتوانم ادامه دهم.» اما همان شوق و نیروی معنوی مرا پیش برد.
حال و هوای مسیر
در مسیر، می‌دیدم مردم با چه شوری حرکت می‌کنند و اشک می‌ریزند. نوحه‌خوانی‌ها، خدمت‌های صادقانه و حضور از کودک پنج‌ساله تا پیرمرد که همه به عشق امام حسین(ع) آمده‌اند، مرا جذب کرد. پرچم بیش از ۱۰ کشور را دیدم و با زائرانی از نقاط مختلف دنیا، به‌ویژه کشورهای آسیایی، گفت‌وگو کردم.
میزبانی مردم عراق
مردم عراق و موکب‌داران، صمیمانه و بی‌ریا خدمت می‌کنند. بعضی‌ها شایعه می‌کردند که ایران هزینه موکب‌ها را می‌دهد، اما من دیدم مردم عراق، حتی کسانی که نمی‌دانند ایران کجاست، از جیب خود خرج می‌کنند و با عشق پذیرایی می‌کنند.
تغییر نگاه و آرامش
از وقتی در این سفر شرکت کرده‌ام، نوع تفکرم تغییر کرده و نگاه مثبتی به زندگی پیدا کرده‌ام. آرامشی که سال‌ها نداشتم، امروز احساس می‌کنم به دست آورده‌ام. یک نیروی معنوی مرا به سمت کربلا می‌کشد و انرژی تازه‌ای به من می‌دهد.
در خانواده مذهبی بزرگ شدم، پدر و مادرم اهل نماز بودند، اما از یک سنی به بعد مسیرم متفاوت شد. امروز دوباره راه خود را یافته‌ام.
اتحاد زائران و پیام اربعین
زائران از کشورهای مختلف برای یک هدف مشترک آمده‌اند؛ عشق به اهل بیت(ع). اینجا همه برادرند؛ عراقی و ایرانی فرقی ندارد. حضور این جمعیت، پیامی جهانی دارد: ما مسلمانیم، شیعه‌ایم، برادریم و برابر.
پیام اربعین، ایستادگی در برابر ظلم است. هر کسی که در راه اسلام در برابر ظلم بایستد و از حق دفاع کند، حتی اگر به شهادت برسد، پیرو راه امام حسین(ع) است. امروز ما اعلام می‌کنیم که ادامه‌دهنده این مسیر هستیم و در برابر ستم، مانند آنچه بر مردم غزه می‌رود، سکوت نخواهیم کرد.
دعا برای مردم
در طول مسیر، دوستان و آشنایان التماس دعا داشتند. دعا می‌کنم خدا هر آنچه می‌خواهند به آن‌ها بدهد، بیماران شفا یابند و مردان، چه در ایران و چه در هر کشور دیگر، هیچ‌گاه پیش خانواده شرمنده نباشند. دو فرزند دارم و از خدا می‌خواهم زندگی ما را هم به صلاح خودش سامان دهد.
سید محمد مشکوة الممالک/ موکب فرهنگی رسانه ای عطش

این پست را به اشتراک بگذارید

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Print