رانا سجاد، زائر از پاکستان، برای دومین سال پیاپی مسیر عشق را با پای پیاده طی میکند. او از آرامش این سفر، مهماننوازی مردم عراق و معنایی که اربعین برایش دارد، میگوید.
اسمم رانا سجاد است، از پاکستان هستم. این دومین سالیست که برای اربعین پیادهروی میکنم. از پیادهروی خیلی آرامش میگیرم. اینجا کار میکنم و برای اربعین سهچهار روز مرخصی میگیرم تا پیادهروی کنم. حتی به پاکستان هم نرفتم، چون تصمیم گرفتم برای پیادهروی اربعین بیایم.
موکبها آنقدر خدمت میکنند که اگر این مراسم در کشور دیگری برگزار میشد، شاید اینقدر مهماننوازی نمیدیدیم. مردم عراق واقعاً بسیار مهماننواز هستند.در این سفر، با تمام خستگیها، فقط یک دعا کردم: اینکه به حرم امام حسین علیهالسلام کربلا برسم. چیز دیگری نخواستم.
بهترین لحظات زندگی من، زیارت و پیادهروی برای اباعبدالله علیهالسلام است. بیشتر لحظات در مسیر، گریه کردم، مخصوصاً وقتی بچههای کوچک را دیدم که مهماننوازی میکردند و آب تعارف میکردند. دلم خیلی گرفت و گفتم کاش ما هم در کربلا بودیم و کمک میکردیم.
میخواهم چیزی از اینجا (اربعین) با خودم ببرم. فقط این را میگویم که اینجا هیچ مشکلی نیست، همهچیز فراهم است. فقط یک مشکل وجود دارد: زباله زیاد است… که البته در پاکستان هم همینطور است.اربعین فقط اسم یک پیادهروی نیست؛ مقصد، حسین است. اربعین یک لحظهی تفکر است. در مسیر باید نماز و دیگر امور دینی را رعایت کنیم.
سید محمد مشکوة الممالک / موکب فرهنگی رسانه ای عطش