وقتی گرمای ۵۰ درجه در حرارت عشق رنگ می‌بازد

محمدحسین صفی‌زاده، زائر ۲۶ ساله کربلا از قم و اصالتاً اهل کردستان، از سال ۹۴ به جز دوران کرونا، هر سال در پیاده‌روی اربعین شرکت کرده است. او این سفر را نه گردش و تفریح، بلکه تمرینی برای عشق، ایثار و تجربه‌ای شبیه دوران ظهور امام زمان (عج) می‌داند.

اربعین؛ تمرین عشق و ظهور

حدود سال ۹۴ اولین بار به کربلا آمدم و از آن زمان، به جز دو سال کرونا، هر سال این مسیر را پیموده‌ام. شعر معروفی هست که می‌گوید: «بیچاره اونی که ندید کربلا رو و بیچاره‌تر اون که رفت دید حرم رو»؛ این حس را خوب می‌فهمم.

کسانی که اربعین را درک کرده‌اند، در این گرمای بالای ۵۰ درجه می‌آیند، اما عشق به اباعبدالله همه سختی‌ها را از بین می‌برد.بعضی‌ها فکر می‌کنند اربعین یعنی خوش‌گذرانی و اسکان رایگان؛ در حالی که این سفر بسیار سخت است، اما فضای صمیمیت، خدمت و محبت، سختی راه را آسان می‌کند. طبق روایات، در زمان ظهور امام زمان (عج) روابط مردم به حدی نزدیک می‌شود که هیچ دیواری میان دل‌ها باقی نمی‌ماند.

حال و هوای اربعین شبیه همان روزهاست؛ همه برای هم خدمت می‌کنند و فاصله‌ها از بین می‌رود.این مسیر را به شهید رئیسی هدیه می‌کنم. خودم طلبه‌ام و ارادت خاصی به او داشتم. جای خالی‌اش امروز در کشور حس می‌شود. دعا می‌کنم ثواب این زیارت به همه شهدا، به‌ویژه شهدای جنگ اخیر و شهید رئیسی برسد.هرچه بیشتر به یاد امام زمان باشیم، اثر این سفر بیشتر است. ما بیشتر غایبیم تا امام، و اگر خود را پاک کنیم، زمینه حضورش را فراهم کرده‌ایم.

موکب‌داران؛ الگوی خدمت بی‌چشمداشت

مردم عراق در این ۱۰ روز به شکل حیرت‌آوری خدمت می‌کنند. یکی از موکب‌ها تعریف می‌کرد که ۶۰ خادم، از فردای اربعین صندوقی تشکیل می‌دهند و بخشی از درآمدشان را تا سال آینده برای خدمت به زائران ذخیره می‌کنند. سال بعد، ۱۰ روز مانده به اربعین، همه پول‌ها را جمع می‌کنند و موکب را راه می‌اندازند. این عشق و تعهد، وصف‌نشدنی است.

امسال مسیر ما از حله به کربلا بود که اغلب عرب‌زبان بودند. ایرانی کم بود و وقتی می‌فهمیدند ایرانی هستیم، با شور و محبت بیشتری پذیرایی می‌کردند.پیاده‌روی اربعین، نقطه مقابل تمدن غرب است. تمدن غرب می‌گوید «خودت را دریاب، بقیه مهم نیستند»، اما اربعین یعنی «خودت را فدای دیگران کن». شاید همین است که رسانه‌های غربی کمتر درباره این رویداد می‌گویند.در مسیر، صحنه‌هایی می‌دیدم که خجالت‌آور بود؛ پیرمردی خمیده با عصا، یا معلولی با ویلچر که با سختی می‌آمد.

همچنین در عراق، از کودکی به بچه‌ها مسئولیت می‌دهند؛ مثلاً دختر پنج‌ساله‌ای که آب یا شربت به زائران می‌دهد یا با عطری کوچک، دست‌ها را معطر می‌کند. این تربیت، عشق به خدمت را از همان کودکی در دلشان می‌نشاند.و در نهایت، باید گفت: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا». همین امروز هم جبهه حسینی و جبهه یزیدی وجود دارد؛ کافی است به غزه نگاه کنیم که میلیون‌ها انسان زیر فشار گرسنگی و تشنگی‌اند. این رنج، قلب هر انسان آزاده‌ای را می‌فشارد، و بی‌شک، قلب امام زمان (عج) هم از آن غمگین است.

سید محمد مشکوة الممالک / موکب فرهنگی رسانه ای عطش

این پست را به اشتراک بگذارید

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Print