راهی که بغض را در گلو می‌نشاند؛ روایت سومین سفر یک زائر مشهدی به اربعین

سید مهدی میرزایان، زائر ۴۴ ساله اهل مشهد، برای سومین بار همراه خانواده راهی پیاده‌روی اربعین شده است. او از انگیزه‌هایش برای این سفر، حال و هوای رسیدن به حرم امام حسین(ع) و صحنه‌هایی که در طول مسیر دیده، می‌گوید؛ روایتی آمیخته با عشق، دعا و بغضی که با دیدن گنبد طلا در گلو می‌نشیند.
سید مهدی میرزایان هستم، اهل مشهد مقدس، ۴۴ ساله. اربعین برای سومین بار است که همراه خانواده در این مراسم شرکت می‌کنم.
انگیزه من از این سفر، یاد اسارت حضرت زینب(س) و کاروان اسرا و عشق به امام حسین(ع) بود. در این مسیر سختی خاصی وجود ندارد، اما به یاد دارم زمانی که صدام سقوط کرد و برای نخستین بار قصد داشتم به کربلا بیایم، از پدرم اجازه گرفتم. پدرم گفت: «این راهی نیست که من بگویم برو یا نرو. تو هم از حضرت زینب (س)عزیزتر نیستی که در مسیر سختی‌هایش را به جان نخری. باید بروی و ببینی این سختی‌ها چه بوده است.»
عشق به اباعبدالله و حضور در اربعین
میزبانی مردم عراق و موکب‌داران عالی است. پذیرایی آن‌ها بی‌نظیر است. همه زائرانی که از کشورهای مختلف به کربلا می‌آیند، یک نقطه مشترک دارند: همه به عشق اباعبدالله و حضرت عباس(ع) شرکت می‌کنند. اصلاً فرقی نمی‌کند از کدام کشور باشند یا از کجا آمده باشند؛ همه کنار هم، چون برادر و خواهر، این مسیر پیاده‌روی اربعین را ادامه می‌دهند.
دعا برای جوانان و مردم
در طول مسیر، برای عاقبت‌به‌خیری همه جوانان، تعجیل در ظهور امام زمان(عج)، برطرف شدن مشکلات اقتصادی ایران و برداشته‌شدن بار گرانی از دوش مردم دعا می‌کنیم.
حال و هوای حرم
زمانی که برای اولین بار نگاهم به حرم امام حسین(ع) افتاد، حال عجیبی داشتم. وقتی رسیدم، بغض گلویم را گرفت و این حال، اصلاً قابل وصف نیست.
سید محمد مشکوة الممالک/ موکب فرهنگی رسانه ای عطش

این پست را به اشتراک بگذارید

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Print